اعجاز قرآن

اعجاز و روایات

اعجاز در بیان قرآن و روایات
نویسنده : صالح مؤذن - ساعت ٤:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٦
 

اعجاز در قرآن و روایات         

اعجاز به این معناست که مجموعه آیات وسور، پیامی است از جانب خداوند، وپیامبر اکرم به عنوان آورنده وحی الاهی، بی هیچ کم کاستی و فزونی آن را به مردم رسانده است.

قرآن کریم برای اثبات همین مدعا بارها همارد طلبی نموده وبا شرایط متفاوت به تحدی دست زده، وخود را ورای رسیدن دست بشر معرفی نموده، واز هر جهت خود را معجزه الاهی معرفی می نماید، و راستی آورنده اش را اثبات می نماید.

قرآن هیچ گاه واژه اعجاز (یا خرق عادت) را در معنای اصطلاحی به منظور نشان دادن وبیان معجزات انبیاء به کار نبرده است، بلکه همیشه از عنوان (آیت) یا (بینه) برای معاجز انبیاء تعبیر نموده است. (وما کان لرسول آن یأتی بآیه إلا بإذن الله)[1].

خداوند تعالی درباره قرآن می فرماید: (وقالوا لولا أنزل علیه آیات من ربه قل إنما الآیات عند الله وإنما أنا نذیر مبین. أولم یکفهم أنا أنزلنا علیک الکتاب یتلی علیهم إن فی ذلک لرحمه وذکری لقوم یؤمنون)[2]. زرکشی در بیان معجزه بودن قرآن در ذیل آیه می گوید: بدین وسیله ما را آگاه نمود که کتاب (قرآن) آیتی از آیاتش است، و دلالتش در آن کفایت می نماید، و قائم مقام معجزات دیگر پیامبر و معجزات انبیاء دیگر است[3].

همچنین آیات تحدی که در قبال انکار وحیانی بودن قرآن از سوی مشرکان نازل شد اثبات غیر بشری بودن و عدم توانایی بشر بر آوردن مانند آن را می نماید، هنگامی که در ابتدای امر مشرکان گفتند (لو نشاء لقلنا مثل هذا إن هذا إلا أساطیر الأولین)[4] و گفتند: (إن هذا إلا قول البشر)[5] وگفتند: (إنما یعلمه بشر)[6] تا آنجا که با این پاسخ که اگر می توانید مانند آنرا بیاورید از گفته خود بازگشته و به عدم توانایی بشر در آوردن مانند آن پی برددند: خداوند در پاسخ کلام آنان آیات تحدی را نازل نمود: (أم یقولون تقوله بل لا یؤمنون. فلیأتوا بحدیث مثله إن کانوا صادقین)[7] سپس بعد از ناتوانی آنان را به آوردن ده سوره مانند آن تحدی نمود: (آم یقولون افتراه قل فأتوا بعشر سور مثله مفتریات و ادعوا من استطعتم من دون الله إن کنتم صادقین. فإن لم یستجیبوا لکم فاعلموا أنما انزل بعلم الله)[8].

وسپس برای نشان دادن عدم توانایی آنان حتی در آوردن بخشی کوچکی از قرآن وشبیه به کلام الاهی از آنان خواست که اگر می توانند یک سوره مانند آن بیاورند: (أم یقولون افتراه قل فأتوا بسوره مثله واعوا من استطعتم من دون الله إن کنتم صادقین. بل کذبوا بما لم یحیطوا بعلمه ولما یأتهم تأویله کذلک کذب الذین من قبلهم)[9].

و در نهایت به آنان تصریح نمود که هرگز نخواهند توانست مانند آن بیاورند: (فإن لم تفعلوا و لن تفعلوا)[10] که نشان می دهد هر قدر که تلاش نمایند نمی توانند مانند آنرا بیاورند، چرا که کلامی است ما فوق کلام بشر.

و درنهایت إعلان تحدی به تمام بشریت و به صورت عام نمود، تحدی که در طول زمانها و قرون باقی خواهد ماند آنجا که فرمود: (قل لإن اجتمعت الإنس والجن علد أن یأتوا بمثل هذا القرآن لا یأتوان بمثله ولو کان بعضهم لبعض ظهیرا[11])[12].

همچنین آیات بسیار دیگری وجود دراد که قرآن را کلام الهی معرفی می نماید، و نیز آیاتی که خبر از آینده می دهد وآیاتی که قصص وداستان گذشتگان را می آورد، این آیات وکلمات وتحدیات نشان از ما فوق بشری بودن آیات الهی دارد که نشانه ای است بر راستی گفتار آورنده اش سلام خدا بر او باد[13].

سخنان پیامبر اکرم و ائمه معصومین در باب اعجاز قران

برای شناخت اعجاز قرآن می بایست به پیامبر اکرم که خود مهبط وحی الهی بوده وتمامی آیات قرآن بر قلب ایشان نازل شده وائمه معصومین علهیم السلام که آگاهترین افراد به قرآن ومعانی وتفسیر آن می باشند مراجعه نمود و از دریای بی کران علم ودانش آنان بهره برد. هرکدام از معصومین در توصیف اعجاز قرآن وعجائب و فوائد و فضائل آن کلمات دررباری نقل نموده اند که نشان از گوشه های از عظمت این کتاب الهی است پیامبر اکرم می فرمایند: (فضل القرآن علد سائر الکلام کفضل الله علی خلقه)[14] برتری قرآن بر دیگر سخن ها، مانند برتری خداوند بر مخلوقاتش است.

امام علی علیه السلام درباره قرآن می فرمایند: (فیه تبیان کل شیء....وأنه لا اختلاف فیه)[15] در قرآن بیان هر چیزی وجود دارد... و هیچ اختلافی در آن نیست. امام سجاد می فرمایند (کتابک الذی أنزلته نوار...وفضلته علی کل حدیث)[16] کتابت را که فرو فرستادی نور است... وبر هر سخنی آنرا برتری دادی.

و روایت شده که گروهی از یهود از امام صادق سؤال نمودند که (ای معجز یدل علی نبوه محمد؟ قال کتابه المهیمن الباهر لعقول الناظرین)[17] چه معجزه ای بر نبوت محمد دلالت می نماید: فرمود: کتاب او، که برترین کتاب وخیره کننده عقل کسانی است که در قرآن تأمل نمایند.

تمامی این سخنان نشان از معجزه بودن و ما فوق بشری بودن قرآن دارند.

از آنجا که سخنان معصومین در این باب بسیار است و جمع آوری سخنان معصومین در باب اعجاز بیش از این در تحقیقات مفصلی انجام گرفته است[18] در این رساله سعی بر آن است که وجوه اعجاز قرآن که در کلمات معصومین علیهم السلام بدان اشاره شده استخراج وجمع آوری شود.

علمای سده های پیشین هر یک در حد واندازه خود در صدد شرح وجوه و جهات گوناگون اعجاز این کتاب الهی برآمدند و غالباً به اعجاز قرآن از جنبه فصاحت و بلاغت و نظم واسلوب عالی آن پرداختند و برخی نیز معتقد به نظریه (صرفه) در رابطه با اعجاز قرآن بودند، تنوع در وجوه اعجاز به حدی است که زرکشی در البرهان دوازه مورد وسیوطی در کتاب معترک الاقران فی اعجاز القرآن وجوه اعجاز را تا سی وپنج مورد بر شمرده است وعلامه معرفت در التمهید ده مورد را نام می برد. کنکاش در احادیث معصومین نیز می تواند جنبه های حقیقی از وجوه اعجاز را بر ما روشن ومبین نماید.

در این رساله وجوه مختلف اعجاز که به تتبع قاصر ما در روایات به آن اشاره شده را جمع آوری و هر وجه را مطرح و سپس روایات مربوط با آن را در ذیل آن با ذکر منبع آورده ایم. البته مسلماً این کار ناقص است، و تمام وجوه که در احادیث بدان اشاره شده وتمامی احادیث معصومین در رابطه با اعجاز نیامده اما در حد توان قاصر خویش به جمع آوری روایات و استخراج وجوه اشاره شده از اعجاز قرآن پرداخته ایم.

 

وجوه مختلف اعجاز از دیدگاه معصومین علیهم السلام

برتری محتوایی

مهمترین بخش اعجاز قرآن در احادیث مربوط به متن ومحتوای آن است در روایات متن قرآن از هر لحاظ برتر دانسته شده و آنرا کتابی عظیم وبی نظیر معرفی می نماید:

الف: از پیامبر اکرم نقل شده که فرمودند: علیکم بالقرآن فإنه الشفاء النافع، والدواء المبارک وعصمة لمن تمسک به، ونجاة لمن تبعه، لا یعوج فیقوم، ولا یزیغ فیستعتب ولا ینقضی عجایبه، ولا یخلق على کثرة الرد...

بر شما باد که به قرآن روی آورید، زیرا قرآن شفا بخشی سودمند و دوائی نجات بخش است. هر کس به قرآن تمسک جوید، مصون می ماند وهرکس از آن پیروی نماید، نجات می یابد. هرگز از مسیر حق منحرف نمی شود تا نیازمن به اصلاح باشد وهرگز گمراه نمی کند تا در خور عتاب باشد. شگفتیهای قرآن، پایان پذیر نیست وبا گفتگوی فراوان در مورد آن، فرسوده نمی شود.

پیامبر اکرم فرموده اند: إن هذا القرآن هو النور المبین، والحبل المتین، والعروة الوثقى، والدرجة العلیا، والشفاء الاشفى، والفضیلة الکبرى والسعادة العظمى، من استضاء به نوره الله، ومن عقد به أموره عصمه الله، ومن تمسک به أنقذه الله ....

همانا این قرآن نور روشن کننده، وریسمان متین الهی، و ملجاء مطمئنی، و دارای رتبه بالا، وبرترین شفا بخش، و بالاترین فضیلت وسعادت است. هرکس از نور آن بهره برد خدا او را هدایت می کند، وهر کس امور خویش را به او پیوند دهد خدا او را مصون دارد و هرکه به آن تمسک جوید خداوند او را نجات دهد.

و همچنین در فضیلت کلام خداوند نسبت به کلام مخلوقین آن را  به فضل خدا نسبت به مخلوقین تشبیه می نمایند: فضل القرآن علی سائر الکلام کفضل الله علی خلقه.

وهمچنین می فرمایند: «ظاهره أنیق وباطنه عمیق ...لا تحصی عجائبه ولا بتبلی غرائبه، فیه مصابیح الهدی ومنازل الحکمه....»

ظاهر قرآن دل آرا وباطن آن پر معنی،... شگفتیهای قرآن قابل شمارش نیست، برعجاظب آن تنوان چیره شد، قرآن سرچشمه هدایت وجایگاه حکمت است.

حضرت اشاره می نمایند که هیچ گاه شگفتیهای قرآن پایان پذیر نیست، قرآن در مقایسه به دیگر کتابها از محتوی وباطن عمیقی برخورداد است که در کتابهای دیگر چنین امتیازی نیست. ضمن اینکه با گذشت زمان، قرآن فرسوده نمی شود، بلکه هموراه برای هر نسلی جاذب و نو می باشد.

بانوی بزرگوار اسلام حضرت فاطمه زهرا علیها السلام، در خطبه  معروف در ضمن شکایت از اوضاع زمان پس از ارتحال پیامبر اکرم، در وصف قرآن و اهمیت آن می فرمایند:

«کتاب الله الناطق القرآن الصادق النور الساطع الضیاء اللامع بینة بصائره؛ منکشفة سرائره متجلیة ظواهر، مغتبط به اشیاعه، قائد إلى الرضوان اتباعه، مود إلى النجاة استماعه، به تنال حجج الله المنورة وعزائمه المفسرة ومحارمه المحذرة، وبیناته الجالیة وبراهینه الکافیة[19]....»

کتاب خداوند که گویا است وقرآنی که راستگو است ودارای نور بلند، وشعاع روشنائی بخش و دلائلی واضح ولطائف و اسرار آشکار وظواهری روشن است. پیروان قرآن همواره مورد غبطه دیگران هستند، پیروی از قرآن به بهشت رهنمون می سازد، وگوش دادن به آن موجب رستگاری است، به وسیه قرآن می توان به دلائل نورانی الهی وواجبات آن ومحرماتی که از آنها باید اجتناب کرد ونشانه روشن الهی وبراهین آشکار، رسید.

حضرت فاطمه زهرا علیها السلام در این عبارت، به عظمت ظاهر و باطن قرآن اشاره دارد، وآن را کتابی الهی که از لطائف واسرار بلندی برخوردار است، کتابی که خود نور است وخود دلیل است.

أمیر المؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه در خطبه بلندی در بیان عظمت قرآن می فرمایند: «علیکم بکتاب الله فإنه الحبل المتین ، والنور المبین ، والشفاء النافع ، والری الناقع ، والعصمة للمتمسک والنجاة للمتعلق ، لا یعوج فیقوم ، ولا یزیغ فیستعتب ، ولا تخلقه کثرة الرد ، وولوج السمع من قال به صدق ، ومن عمل به سبق. وقال علیه السلام : أرسله على حین فترة من الرسل ، طول هجعة من الأمم ، وانتقاض من المبرم فجاءهم بتصدیق الذی بین یدیه ، والنور المقتدى به ، ذلک القرآن فاستنطقوه ، ولن ینطق ولکن أخبرکم عنه ، ألا إن فیه علم ما یأتی ، والحدیث عن الماضی ، ودواء دائکم ، ونظر ما بینکم. وقال علیه السلام : واعلموا أن هذا القرآن هو الناصح الذی لا یغش ، والهادی الذی لا یضل ، والمحدث الذی لا یکذب ، وما جالس هذا القرآن أحد إلا قام عنه بزیادة أو نقصان : زیادة فی هدى ، أو نقصان من عمى . واعلموا أنه لیس على أحد بعد القرآن من فاقة ، ولا لاحد قبل القرآن من غنى ، فاستشفوه من أدوائکم واستعینوا به على لاوائکم ، فان فیه شفاء من أکبر الداء ، وهو الکفر والنفاق والغی والضلال ، فاسألوا الله به ، وتوجهوا إلیه بحبه ولا تسألوا به خلقه ، إنه ما توجه العباد إلى الله بمثله . واعلموا أنه شافع مشفع ، وقائل مصدق ، وإنه من شفع له القرآن یوم القامة شفع فیه ، ومن محل به القرآن یوم القیامة صدق علیه ، إلى قوله : وإن الله سبحانه لم یعظ أحدا بمثل هذا القرآن فإنه حبل الله المتین ، وسببه الأمین ، وفیه ربیع القلب ، وینابیع العلم ، وما للقلب جلاء غیره ، مع أنه قد ذهب المتذکرون ، وبقی الناسون والمتناسون ، إلى آخر الخطبة [20]».

در این خطبه بی نظیر حضرت به جوانبی از اعجاز معنوی قرآن پرداخته وآن را تبیین می نماید، و اشاره می نمایند که علم گذشته وآینده در آن است وباعث رهایی از مشکلات و سختی هاست. و بهترین همنشین ونصیحت کننده وهدایتگر است که هر کس همنشین آن شد از آن نفع می برد. و همراه با قرآن باعث نجات در دنیا وآخرت است.

حضرت در جای دیگر می فرمایند: «فیه تبیان کل شیء.... وإنه لا اختلاف فیه فقال سبحانه: ((ولو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً)) وإن القرآن ظاهره أنیق وباطنه عمیق، لا تنقضی عجائبه ولا تکشف الظلمات إلا به.[21]»

همه چیز در قرآن بیان شده.. واختلافی در آن نیست، وبا اشاره به آیات قرآن و عدم وجود اختلاف در آن به وحیانی بودن آن اشاره می کند وهمچنین می فرماید: ظاهر آن زیبا وباطن آن ژرف وبی پایان است. عجائب آن تمامی ندارد، وتاریکی ها جز بدان از بین نمی رود.

و در خطبه 20 نهج البلاغه می فرمایند:

«فالقرآن آمر زاجر ، وصامت ناطق ، حجة الله على خلقه ، أخذ علیهم میثاقه ، وارتهن علیهم أنفسهم ، أتم نوره ، وأکرم به دینه ، وقبض نبیه صلى الله علیه وآله ، وقد فرغ إلى الخلق من أحکام الهدى به ، فعظموا منه سبحانه ما عظم من نفسه ، فإنه لم یخف عنکم شیئا من دینه ، ولم یترک شیئا رضیه أو کرهه إلا وجعل له علما بادیا ، وآیة محکمة تزجر عنه ، أو تدعو إلیه ، فرضاه فیما بقی واحد ، وسخطه فیما بقی واحد. 21 - ومن خطبة طویلة له علیه السلام : ثم أنزل علیه الکتاب نورا لا تطفأ مصابیحه وسراجا لا یخبو توقده ، وبحرا لا یدرک قعره ، ومنهاجا لا یضل نهجه ، وشعاعا لا یظلم ضوؤه ، وفرقانا لا یخمد برهانه ، وتبیانا لا تهدم أرکانه ، وشفاء لا تخشى أسقامه  وعزا لا تهزم أنصاره ، وحقا لا تخذل أعوانه ، فهو معدن الایمان وبحبوحته وینابیع العلم وبحوره ، وریاض العدل وغدرانه وأثافی الاسلام وبنیانه وأودیة الحق وغیطانه وبحر لا ینزفه المستنزفون ، وعیون لا ینضبها الماتحون ومناهل لا یغیضها الواردون ، ومنازل لا یضل نهجها المسافرون وأعلام لا یعمى عنها السائرون ، وآکام لا یجوز عنها القاصدون ، جعله الله ریا لعطش العلماء ، وربیعا لقلوب الفقهاء ، ومحاج لطرق الصلحاء ، ودواء لیس بعده داء ، ونورا لیس معه ظلمة ، وحبلا وثیقا عروته ، ومعقلا منیعا ذروته ، وعزا لمن تولاه ، وسلما لمن دخله ، وهدى لمن أئتم به ، وعذرا لمن انتحله ، وبرهانا لمن تکلم به ، وشاهدا لمن خاصم به ، وفلجا لمن حاج به ، وحاملا لمن حمله ومطیة لمن أعمله ، وآیة لمن توسم ، وجنة لمن استلام ، وعلما لمن وعى وحدیثا لمن روى ، وحکما لمن قضى.[22]»

محتوى قرآن از نظر امام علی علیه السلام دارای ساز وکاری است که هدایت گر، معدن ایمان، چشمه ساز دانش وکتابی که نور است، نوری که هرگز خاموش نمی شود. این ویژگی ها، بدون ارتباط با خالق هستی در هیچ کتابی محقق نمی شود وحضرت بیان می نماید که قرآن کتاب الهی است ولذا از اخبار غیبی گذشته وآینده خبر می دهد، اخباری که انسان عادی را بدون ارتباط با خدا بر آن دسترسی نیست.

امام حسن علیه السلام روایتی در توصیفی قرآن در روایتی می فرمایند: «إن هذا القرآن فیه مصابیح النور وشفاء الصدور فلیجل جال بصره ولیلحم الصفئ فکره فان التفکر حیاه قلب البصیر کما یمشی المیتنیر فی الظلمات بالنور.[23]»

بدرستیکه قرآن دارای جایگاه نور وشفاء سینه ها است. هر شخص تیز بین، باید که در آن دقت کند ونظر خویش را بر آن بیافکند، زیرا که اندیشه نمودن، موجب حیات وروشنائی قلب انسان بینا می شود. چنانکه، آن که خوستار روشنائی در تاریکی ها است، به سبب نور، راه را می پیماید.

امام حسن مجتبی نیز قرآن را کتابی برجسته می دانند که موجب روشنائی وبصیرت است، واین بصیرت ناشی از متن ومحتوی آیات می باشد، خصوصیتی که آن را ممتاز نموده است، واین امتیاز همواره در قرآن بوده و هست.

امام حسین علیه السلام می فرماید: «کتاب الله عزوجل علی أربعه اشیاء، علی العباره والاشاره واللطائف والحقائق. فالعباره للعوام والاشراه للخواص واللطائف للأولیاء والحقائق للأنبیاء[24]

کتاب خداوند متعال، دارای چهار بخش است: عبارات، اشارات، لطائف وحقائق. اشاره دارد که قرآن ومتن آن دارای بخشهایی است گوناگون که هر سطح علمی و فهمی می تواند به اندازه خویش از آن بهره برد محتوای قرآن به صورتی اعجاز انگیز دارای محتوایی است که امر نور رسانی به همه را انجام می دهد.

امام زین العابدین علیه السلام، در قالب ادعیه ومناجات به عظمت وخارق العاده بودن قرآن اشاره می نماید ودر دعای هنگام ختم قرآن می فرمایند:

«اللهم انک أعنتنی علد ختم کتابک الذی أنزلته نورا وجعلته مهیمنا علی کل کتاب وفضلته علی کل حدیث قصصته .... جعلته نورا نهتدی من ظلم الضلاله والجهاله باتباعه... ومیزان قسط لا یحیف عن الحق لسانه ونور هدی لا یطفإ عن الشاهدین برهانه... اللهم انک انزلته علد نبیک محمد مجملا والهمته علم عجائبه مکملاً...[25]

امام سجاد در این جملات پر معنی و گهر بار در مورد قرآن بیان می دارد که قرآن کتابی است ممتاز، که بر هر کتابی برتری دارد ومانند آن نیامده است. چه الفاظ آن وچه محتوی آن معجزه است وبی مانند. آن حضرت قرآن را کتاب هدایت، میزان قسط میداند ودر عبارتی دیگر فرمد: خدا عجاظب وشگفتیها واعجاز آن را بر پیامبر بیان نمده است.

قرآن از نظر آسمانی است که برگزیده و ممتاز و معجزه است.

از امام صادق نقل شده که روزی در گفتگویی که بین ایشان و جمعی از یهودیان در موزد قرآن بوده است، از ایشان سوال شد که کدامین معجزه بر نبوت پیامبر گرامی اسلامی دلالت دارد ایشان در پاسخ فرمودند: «کتابه المهیمن الباهر لعقول الناظرین[26]

همچنین ایشان از دیگر شگفتیهای قرآن را، هدایتگری کتاب قرآن می داند وبیان می کند، چه کتابی می تواند، مثل قرآن، آن قدر گسترده هدایتگری داشته باشد و به نقل از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید:

«القرآن هدی من الضلاله وتبیان من العمی... ونور من الظلمه.»

امام رضا علیه السلام در گفتگوئی در مورد عظمت قرآن و نشانه های اعجاز الهی آن فرمودند وبیان داشتند که قرآن کتاب الهی وما فوق طاقت بشری است، کتابی است که موجب هدایت بشر است وبا استماع وقرائت آن، از جذابیت آن کاسته نمی شود وهر چه بیشتر قرائت شود «از آن لذت وبهره بیشتر برده می شود که اشاره به اعجاز قرآن است؛ ایشان می فرماید:

«هو جبل الله المتین وعروته هو حبل الله المتین ، وعروته الوثقى ، وطریقته المثلى ، المؤدی إلى الجنة ، والمنجی من النار ، لا یخلق من الأزمنة ، ولا یغث على الألسنة ، لأنه لم یجعل لزمان دون زمان بل جعل دلیل البرهان ، وحجة على کل إنسان ، لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حکیم حمید[27].»

این روایات و روایات بسیار دیگری که همگی اشاره به جنبه اعجاز محتوایی قرآن دارد البته در حقیقت همین جنبه اعجاز محتوایی از جنبه های مختلف حالات مختلف اعجاز قرآن را نشان می دهد که هر یک در احادیث که به آن اشاره شد آمده و برخی در احادیث دیگر که خواهد آمد بیان شده است: از مهمترین این جنبه ها می توان به موراد زیر اشاره کرد:

الف- همه چیز در قرآن موجود است، بی انتها بودن قرآن (تبیان کل شیء)

امام علی علیه السلام در این زمینه می فرمایند: تبیان کل شیء همچنین در رابطه با بی انتها بودن قرآن این تشیبه بسیار عالی را به کار می برند: وبحراً لا یدرک قعره.. فهو بحر الایمان یعنی دریای که به انتهای آن نمی توان رسید.

همچنین عبارت «لا تفنی غرائبه»، «ولا تنقضی عجائبه» دلالت بر بی انتها بودن قرآن دارد، که امیر المؤمنین در خطبه های بسیاری در وصف قرآن آن را به کار می بردند[28].

همچنین امام باقر علیه السلام در این زمینه فرموده اند: ان الله لم یدع شیئاً تحتاج الیه الامئ الی یوم القیامئ الا انزله فی کتابه وبینه لرسوله وجعل لکل شی حدا وجعل علیه دلیلا یدل علیه[29].خداوند از هیچ چیزی که مورد نیاز امت تا روز قیامت بوده است، فروگذار ننموده است، مگر آنکه آنرا در کتابش بر پیامبر فرو فرستاده وبرای پیامبر بیان داشته است. خداوند برای هر چیزی حدی قرار داده وبرای آن راهنمائی، که بر او دلالت نماید.

همچنین در حدیث دیگر چنین فرموده اند: (ولو أن الایه اذا نزلت فی قوم ثم مات اولئک القوم ماتت الآیه، لما بقی من القرآن شی ولکن القرآن یجری اوله علد آخره، ما دامت السماوات والارض[30]). اگر هر آیه ای از قرآن هنگامی که در مورد قومی، نا.ل می شد وآن قوم سپس می مردند، آن آیه هم بی اثر ومهمل می شد، از قرآن چیزی باقی نمی ماناد. بلکه قرآن این چنین نیست وآیات نخستینش با آیات آخر، مرتبط است وتا زمانی که آسمان وزمین برپا است قرآن، پویا، زنده وقابل عمل است.

امام صادق در حدیثی در باره عدم نقص در قرآن و وجود هر آنچه انسان بدان نیاز دارد در قرآن چنین می فرماید: «ان الله أنزل فی القرآن تبیان کل شی حتی والله ما ترک شیئا یحتاج العبائ الیه الا بینه للناس حتی لا یستطیع عبد یقول: لو کان هذا نزل فی القرآن، الا وقد انزل الله فیه[31]

امام کاظم علیه السلام نیز در این زمینه می فرمانید: «من استکفی بآیه من القرآن من الشرق الی الغرب کفی [اذا کان بیقین]» هر کسی که از شرق تا غرب به یک آیه از قرآن کفایت نماید برای او کافی است [اگر از روی یقین باشد].

ب- علم آینده وگذشته در قرآن است

امام علی علیه السلام می فرمایند: «الا ان فیه علم ما یأتی و الحدیث عن الماضی.[32]» 

همچنین در حکم امیر المؤمنین در رابطه با قرآن چنین آمده است: «وفی القرآن نباء ما قبلکم وخبر ما بعدکم وحکم ما بینکم[33]

همچنین حدیث امام باقر علیه السلام که در جنبه بی انتها بودن قرآن به آن اشاره نمودیم اشاره به همین مطلب نیز دارد.

امام صادق نیز قرآن را کتابی می داند که اخبار گذشتگان و حتی آیندگان را داراست واز اعجاز اخبار غیبی برخوردار است: «ان العزیز الجبار أنزل علیکم کتابه وهو الصادق البار، فیه خبرکم وخبر من قبلکم وخبر من بعدکم وخبر السماء والأرض ولو أتاکم من یخبرکم عن ذلکم لتعجبتم.[34]»

 

ج- جاودانگی و طراوت همیشگی

در اولین روایت که از پیامبر نقل گردید اشاره به همین جنبه از اعجاز محتوایی قرآن شده: «لا ینقضی عجائبه ولا یخلق علی کثره الرد....»

وهمچنین امام علی علیه السلام نیز عین همین عبارات را در مورد قرآن اشاره نموده اند[35].

امام هفتمین امام کاظم علیه السلام فرمودند: «سأل رجل ابا عبد الله علیه السلام، ما بال القرآن لا یزداد علی النشر والدرس الا غضاضه، فقال لان الله تبارک وتعالی لم یجعله لزمان دون زمان ولا لناس دون ناس فهو فی کل زمان جدید وعند کل قوم غض الی یوم القیامه[36]».

مردی از (پدرم) امام صادق سؤال نمود که چگونه قرآن با بحث وگفتگو در باره آن فرسوده نمی شود، بلکه همواره شاداب وتازه است؟ حضرت فرمودند: بدان جهت که خاوند قرآن را مخصوص عصر و دورانی خاص قرار نداده است، همچنین که قرآ«اختصاص به مردم خاصی ندارد، بلکه قرآن برای همه اعصار و همه مردم گویا است ولذا قرآن تاروز قیامت، در هر عصر و نزد هر مردمی شاداب خواهد بود.»

امام رضا علیه السلام در حدیثی که به آن اشاره شد می فرمایند: «لا یخلق من الازمنه ولا یغث علد الالسنه لانه لم یجعل لزمان دون زمان[37]».

با گذشت ایام وزمان کهنه وفرسوده نمی شود، وبا تکرار آن، کم بها نمی شود، زیرا برای .مان خاصی در نظر گرتفه نشده است.

د- عدم وجود اختلاف وهماهنگی در قرآن

در سخنان امام علی گذشت که فرمودند: «إنه لا اختلاف فیه»[38] و همچنین در  روایتی از امام صادق آمده است که شخصی از ایشان در مورد قرآن سوالی می کند ایشان در پاسخ می فرماید: «هو کلام الله و وحی الله وتنزیله و هو الکتاب العزیز الذی لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حکیم حمید»[39]. 

امام رضا در حدیثی از ایشان که گذشت به این آیه که اختلافی در قرآن نیست استشهاد می نماید.

ه- شفاء و درمان  

ائمه معصومین علیهم السلام قرآن را کتاب شفا و دوا بدیها وبیماریها انسان می دانند و در احادیث بسیاری که از ایشان نقل شده به این مطلب اشاره داشته اند در احادیث از پیامبر اکرم امیر المؤمنین وامام صادق اشاره شده:«فإنه شفاء النافع، شفاء الصدور، دواء المبارک».

امیر المؤمنین آنرا شفای از بزرگترین مرض ها می داند: «شفاء من اکبر داء وهو الکفر والنفاق والغی والضلال...[40]»

 

و- سهل و ممتنع بودن قرآن (قابل استفاه وبهره برداری برای همگان به اندازه علم و منزلتشان)

امام حسین علیه السلام در حدیثی که به آن اشاره کردیم به همین جنبه اشاره می نماید.

اعجاز لفظی وظاهری

در احادیث بسیاری همانگونه که علما واندیشمندان بسیار به این جنبه از اعجاز قرآن پرداخته اند اشاره به برتری لفظ وظاهر قرآن می نماید.

رسول خدا می فرماید: «ظاهره أنیق» بدین معنی که ظاهر آن دل آرا و زیباست ودر وصف حضرت فاطمه زهرا نسبت به قرآن آمده است: متجلیه ظواهره به این معنی که ظاهر قرآن روشن است.

در احادیث ائمه دیگر نیز عباراتی چون «ظاهره انیق» «مصابیح النور» و مانند آن می تواند اشاره به جنبهای ظاهری و لفظی قرآن داشته باشد.

از امام حسن عسگری در روایتی اعجاز قرآن را در آن بیان می کنند که از نوع سخنی است که نمی توان مانند آن را آورد می فرمایند: «إن لکلام الله فضلا علی الکلام، کفضل الله علی خلقه ولکلامنا فضل علی کلام الناس کفضلنا علیهم.[41]»

همچنین روایت شده که روزی جمعی از مخالفین اسلام در نزدیک خانه خدا هم عهد شدند که با قرآن وتحدی آن مقابله کنند:

«روی أن ابن أبی العوجاء وثلاثة نفر من الدهریة اتفقوا على أن یعارض کل واحد منهم ربع القرآن ، وکانوا بمکة عاهدوا على أن یجیئوا بمعارضته فی العام القابل ، فلما حال الحول واجتمعوا فی مقام إبراهیم أیضا ، قال أحدهم : إنی لما رأیت قوله : " وقیل یا أرض ابلعی ماءک ویا سماء أقلعی وغیض الماء کففت عن المعارضة ، وقال الآخر وکذا أنا لما وجدت قوله : " فلما استیأسوا منه خلصوا نجیا " آیستمن المعارضة ، وکانوا یسرون بذلک إذ مر علیهم الصادق علیه السلام فالتفت إلیهم وقرأ علیهم : " قل لئن اجتمعت الإنس والجن على أن یأتوا بمثل هذا القرآن لا یأتون بمثله " فبهتوا.»

بعد از اینکه در قبال فصاحت بی نظیر قرآن نتوانستند راه به جایی برند امام صادق علیه السلام که از کار آنان با علم خدایی آگاه شده بودند و آنانرا بر عدم توانایی جن وانس بر آوردن مثل قرآن آگاه نمود.

اینها همگی نشانه هایی از اعجاز وفصاحت وبلاغت قرآن است.


قرآن کریم

نهج البلاغه

صحیفه سجادیه

اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی، دار الکتب الاسلامی، تهران، بی تا.

اعجاز قرآن در نظر اهل بیت عصمت، سید رضا مؤدب، أحسن الحدیث، 1379.

الاتقان فی علوم القرآن، جلال الدین سیوطی 911، منشورات رضی، قم بی تا.

البرهان، الزرکشی 794 تحقیق : محمد أبو الفضل إبراهیم، دار إحیاء الکتب العربیة ، 1376 - 1957 م.

البیان فی تفسیر القرآن، ابو القاسم خوئی، انوار الهدی، 1401.

التمهید فی علوم القرآن، محمد هادی معرفت، مؤسسه نشر اسلامی، قم ، 1414.

امالی صدوق، با شرح آیت الله کمره ای، کتابفروشی اسلامی، تهران، 1380.

مفردات غریب القرآن؛ الراغب الأصفهانى  502 ، دفتر نشر الکتاب، 1404.

بحار الأنوار، العلامة المجلسی  1111  تحقیق : عبد الرحیم الربانی الشیرازی، دار إحیاء التراث العربی - بیروت - لبنان1403 - 1983 م.

علوم قرآنی، محمد هادی معرفت، مؤسسه فرهنگی التمهید، قم، 1378.

کشف الغمه فی معرفه الائمه، ابی الفتح اربلی، دار الکتاب الاسلامی، بیروت، بی تا.



[1]- سوره نحل، آیه:16.

[2] - سوره عنکبوت، آیه: 50-51.

[3]- البرهان فی علوم القرآن، ج2، ص90.

[4]- سوره انفال، آیه:31.

[5]- سوره مدثر، آیه:25.

[6]- سوره نحل، آیه:103.

[7]- سوره طور، آیه:33-34.

[8]- سوره هود، آیه:13-14.

[9]- سوره یونس، آیه:38-39.

[10]- سوره بقره، آیه:24.

[11]- سوره اسراء، آیه:88.

[12]- التمهید، ج4، ص22.

[13]- برای مطالب تفصیلی رجوع شود به بجار الانوار، ج17، ص159الی 200. علامه مجلسی آیاتی که گواهی بر اعجاز قرآن دارند را می آورد، وبحث مفصلی در دلالت آن بر اعجاز کتاب خداوند می نماید.

[14]- بحار الانوار، ج89، ص19.

[15]- نهج البلاغه، خ18.

[16]- صحیفه سجادیه، دعاء42.

[17]- بحارالانوار، ج10، ص244.

[18]- علامه مجلسی در بحار الانوار ج            ........... وهمچنین سید رضا مؤدب در کتاب اعجاز قرآن در نظر اهل بیت عصمت و پایان نامه ای که امر ترجمه وتحقیق بخش اعجاز القرآن بحار را به عهده گرفته به امر جمع آوری روایات مربوط به بحث اعجاز پرداخته اند. البته هیچ یک ادعای جمع آوری تمامی روایات این زمنیه را ندارند بلکه تنها گوشه ای از سخنان معصومین در این زمنیه را بیان نموده اند وجای کار بیشتر وتحقیقات در این زمینه باقی است.

[19]- کشف الغمه فی معرفه الائمه، ابی الفتح اربلی، ج1 ،ص483.

[20] - بحار الأنوار - العلامة المجلسی - ج 89 - ص 23 – 24.

 

[21]- نهج البلاغه، صبحی صالح، خ18.

[22] - بحار الأنوار - العلامة المجلسی - ج 89 - ص 20 – 22.

[23]- بحار الأنوار، ج89، ص32.

[24]- بحار الأنوار، ج92، ص20.

[25]- صحیفه سجادیه دعاء 42.

[26]- بحار الأنوار، ج 10، ص244.

[27]- بحار الانوار، ج17، ص210.

[28]- نهج البلاغه، خطبه 152، وخطبه18.

[29]- بحار الانوار، ج89،ص84.

[30]- تفسیر عیاشی، ج1، ص10.

[31]- تفسیر قمی، ذیل آیه 89 سوره نحل.

[32]- نهج البلاغه، خطبه 158.

[33]- نهج البلاغه، حکمت 313.

[34]- الکافی، ج2، ص599.

[35]- نهج البلاغه، صبحی صالح، خ18.

[36]- بحار الانوار، ج17، ص213.

[37]- بحار الانوار، ج14، ص210.

[38]- نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه18.

[39]- امالی صدوق، 326. بحار الانوار، ج89، ص117.

[40]- نهج البلاغه، خطبه176.

[41]- کشف الغمه، اربلی، ج2، ص421.


 
comment نظرات ()
 
پیشینه اعجاز
نویسنده : صالح مؤذن - ساعت ۳:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٦
 

پیشینه بحث اعجاز

مسأله اعجاز قرآن از مسائل اساسی مورد بحث ونظر دانش مندان است. و از گذشته های دور بحوث و آراء ونظرات در رابطه با اعجاز مطرح بوده است.

بیش از آنکه مبحث اعجاز به صورت مبحث مستقل مورد بحث وبررسی قرار گیرد، در آثار متکلمین به عنوان یک مسأله اعتقادی که نشانه حقانیت رسالت پیامبر اکرم است، و در آثار مفسرین و تفاسیر آنان به ویژه ذیل آیات تحدی  قرآن ونیز در نوشته های اهل ادب و آثار بلاغی آنان مطرح بوده است[1].

طبق گفته ابن ندیم اولین کسی که در این زمینه بحث نموده است، ومسأله را به صورت کتاب و یا رساله ای مستقل در آورده، محمد ابن زید واسطی (م307) است، وی از بزرگان اهل کلام می باشد و کتابهایی در زمینه اعجاز قرآن به نام «الإمامه» و «اعجاز القرآن فی نظمه وتألیفه» نگاشته است[2].  

ولی پیش از آن آثاری با نام مجاز القرآن و معانی القرآن به چشن می خورد که در رابطه با اعجاز قرآن است. علی بن حمزه کسائی (م179یا189) و یحی بن زیاد فراء (م207) و ابو عبیده معمر بن مثنی (م209) کتاب هایی با نام «معانی القرآن» تالیف نموده اند[3].

در اوائل قرن سوم نظریه صرفه توسط ابراهیم بن نظام معتزلی مطرح می گردد، و شاگردش، ابو عثمان عمرو بن بحر معروف به جاحظ (م255) در نقد دیدگاه استادش کتاب (نظم القرآن) را می نگارد[4].

از دیگر آثار مهم که در این زمینه نگاشته شده است رساله (بیان اعجاز القرآن) از ابو سلیمان حمد بن محمد بن ابراهیم خطابی بستی (م388) وهمچنین (اعجاز القرآن) ابوالحسن علی بن عیسی رمانی (م386) و رساله (شافیه) عبد القاهر جرجانی (م471) است که این سه رساله با عنوان «ثلاث رسائل فی اعجاز القرآن» اخیراً به چاپ رسیده است[5].

ابوبکر باقلانی (م403) فخر رازی (م606)  وکمال الدین زملکانی (م651) هر یک کتاب مفصلی در این زمینه نوشته ومسأله را مفصلاً بحث نموده اند[6].

کتاب «الطراز فی علوم حقائق الاعجاز» اثر عماد الدین یحی بن حمزه علوی (م745) به طور مفصل در باره دیدگاه صرفه ونیز اعجاز بیانی وبلاغی قرآن بحث کرده است، ودر سه مجلد نوشته شده است. همچنین اثر جلال الدین سیوطی (م910) کتاب «معترک الاقران فی اعجاز القرآن» که در آن وجوه اعجاز را به 35 وجه رسانده وبه طور گسترده در سه مجلد بحث نموده است[7].

در قرن یازدهم ودوازدهم وسیزدهم آثار اندکی در این زمینه به چشم می خورد، ولی قرن اخیر از دوره های پر رونق و پر نشاط پژوهشهای علوم قرآنی به خصوص مبحث اعجاز قرآنی است. که مهمترین این تألیفات می توان به موارد زیر اشاره نمود:

المعجزه الخالده، اثر علامه سید هبه الدین شهرستانی.

اعجاز القرآن، اثر استاد مصطفی صادق رافعی.

النبأ العظیم، اثر استاد عبدالله الدراز.

و آثار بسیار دیگر در این قرن نگاشته شده که برای مشاهده فهرست کامل آنها می توان به اعجاز قرآن کتاب «در آمدی بر علوم قرآنی» اثر استاد ارجمند جناب آقای دکتر دیاری مراجعه نمود که بحث مبسوطی در رابطه با تاریخچه اعجاز قرآن نموده اند.



[1] - درآمدی بر تاریخ علوم قرآنی، ص246.

[2] - الفهرست ص63، به نقل از علوم قرآنی، علامه معرفت، ص343.

[3] - درآمدی بر تاریخ علوم قرآنی، ص246.

 

[4] - درآمدی بر تاریخ علوم قرآنی، ص247.

[5] - علوم قرآنی، علامه معرفت، ص443.

[6] - الاتقان فی علوم القرآن، مجلد 2، ص311.

[7] - علوم قرآنی، علامه معرفت، ص443، و درآمدی بر تاریخ علوم قرآنی، ص255.

 


 
comment نظرات ()
 
اعجاز قرآن
نویسنده : صالح مؤذن - ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٥
 

تعریف لغوی واصطلاحی

والعجز اصله التأخر عن الشیء وحصوله عند عجز الامر أی مؤخره [1].

اعجاز از ریشه عجز است وبه معنی عقب افتادن از یک شیء است، که به معنی بن وپایان یک شی نیز می باشد.

خداوند تعالی می فرماید (إنا أرسلنا علیهم ریحا صراصرا فی ویم نحس مستمر تنزع الناس کأنهم أعجاز نخل منقعر)  که به همان معنی لغوی به کار رفته است. در مجمع البیان در ذیل آیه شریفه آمده است: إعجاز النخل اسافله[2]، یعنی تنه وپایان درخت نخل.

از آنجا که در انتها بودن نشانه عجز وناتوانی است، مفهوم عجز وضعف وناتوانی به دست می آید. و (عجز) را ضد (قدر) می دانند.

اعجزه الامر: به معنی زمانی که بخواهد کاری انجام دهد ولی قدرت آن را نداشته باشد، اعجزت فلانا: به معنی ناتوان یافتن یا ناتوان کردن است[3].

معجزه در اطلاح در نظر متکلمین و مفسرین دارای تعریف خاصی است. که با شرایط خاصی محقق می گردد.

سیوطی در الاتقان می نویسد: المعجزه امر خارق للعاده، مقرون بالتحدی، سالم عن المعارضه[4]. معجزه عمل وکاری خارق العاده به همراه تحدی است که از معارضه وهمانند آوری مصون است.

آیت الله خویی در تعریف معجزه می گوید: معجزه در اصطلاح آن است که مدعی منصبی از مناصب الهی کاری را انجام دهد که قوانین ونوامیس طبیعت را خرق نماید (فراتر از قوانین طبیعت باشد) دیگران نیز از انجام آن عاجز و ناتوان باشند، ضمن آنکه، آن کار گواهی بر درستی ادعای او نیز باشد.[5]

بر این اساس شرایط معجزه عبارت است از:

1-    به واسطه مدعی نبوت انجام گیرد.

2-    مطابق با خواسته او باشد.

3-    دیگران از انجام آن عاجز باشند.

4-    همراه با تحدی باشد[6].

هماهنگی معجره با فنون عصر

بهترین معجزات معجزاتی است که متناسب با علوم عصر وزمانه باشد. از همین رو معجزه حضرت موسی اژدها شدن عصا و ید بیضاء بود از آنجا که سحر وجادو در زمان او گسترش یافته بود. و مهمترین فنون عصر به شمار می رفت. از آنجا که متخصصان فن در شناخت معجز از غیر آن آگاه ترند اولین کسانی که به موسی ایمان آوردند همان ساحران بودند. هنگامی که دیدند که عصای موسی که مبدل به اژدها شد توانست جادوهای آنان را ببلعد و متوجه شدند که آن عملی ما فوق جادو وجادوگری است.

و از آنجا که طب یونانی در زمان عیسی گسترش یافته بود حکمت اقتضاء می نمود که معجزه او به مانند علوم روز باشد، به همین دلیل معجزه او زنده کردن مردگان وشفای بیماران بود. به صورتی که اهل زمانه او بفهمند قدرت او ما فوق قدرت بشری است

اما اعراب زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله در فصاحت وبلاغت وشعر وشاعری ید طولایی داشتند تا آنجا که بازارهای شعر وشاعری و خطابه به راه می انداختند وارزش افراد به زیبا سخن گفتن آنان بود، به همین دلیل حکمت اقتضا نمود که پیامبر اسلام معجزه بیانی برای راستی گفتار خویش ارائه دهد. و با بلاغتی که در قرآن بود هر عربی متوجه می شد که این کلام خداست وبالاتر از قدرت بشر است.

واین فرموده امام رضا علیه السلام در پاسخ به ابن سکیت اشاره به همین مطلب می نماید.

قال ابن السکیت لأبی الحسن علیه السلام لماذا بعث الله موسى بن عمران علیه السلام بالعصا ویده البیضاء وآلة السحر؟ وبعث عیسى بآلة الطب؟ وبعث محمدا - صلى الله علیه وآله وعلى جمیع الأنبیاء - بالکلام والخطب؟ فقال أبو الحسن علیه السلام: إن الله لما بعث موسى علیه السلام کان الغالب على أهل عصره السحر، فأتاهم من عند الله بما لم یکن فی وسعهم مثله، وما أبطل به سحرهم، وأثبت به الحجة علیهم، وإن الله بعث عیسى علیه السلام فی وقت قد ظهرت فیه الزمانات واحتاج الناس إلى الطب، فأتاهم من عند الله بما لم یکن عندهم مثله، وبما أحیى لهم الموتى، وأبرء الأکمه والأبرص بإذن الله، وأثبت به الحجة علیهم. وإن الله بعث محمدا صلى الله علیه وآله فی وقت کان الغالب على أهل عصره الخطب والکلام وأظنه قال: الشعر فأتاهم من عند الله من واعظه وحکمه ما أبطل به قولهم، وأثبت به الحجة علیهم، قال: فقال ابن السکیت: تالله ما رأیت مثلک قط فما الحجة على الخلق الیوم؟ قال: فقال علیه السلام: العقل، یعرف به الصادق على الله فیصدقه والکاذب على الله فیکذبه، قال: فقال ابن السکیت: هذا والله هو الجواب[7].

قرآن معجزه جاویدان

از آنجا که دین پیامبر خاتم می بایست کاملترین ادیان باشد، وهمچنین گواه راستی آن می بایست در دسترس همگان باشد، به همین دلیل کتاب نازل شده بر پیامبر به عنوان معجزه جاویدان وباقی او، در تمامی اعصار به تحدی و هماورد طلبی دعوت می نماید، ومعجزه بودن خود وراستی ادعای آورنده اش را اثبات می نماید. وقرآن همانگونه که حجت بر اهل زمان خود است حجت بر باقی افراد که در زمانهای بعد آمدند نیز می باشد[8].

سیوطی در اتقان در این باره چنین می گوید: از آنجا که این شریعت تا روز قیامت باقی خواهد ماند، معجزه عقلی وماندگار به آن اختصاص یافت[9].

 

 



[1] - مفردات راغب ص322، ذیل واژه عجز.

[2] - مجمع البیان ج9، ص 240، در ذیل آیه 20 سوره قمر.

[3] - التمهید، علامه معرفت، ج4، ص16.

[4] - الاتقان فی علوم القرآن، مجلد2، ص311.

[5] - البیان فی تفسیر القرآن، ص33.

[6] - اعجاز قرآن، دکتر سید رضا مؤدب، ص 16.

[7] - الکافی - الشیخ الکلینی - ج 1 - ص 24 – 25 کتاب العقل والجهل ، روایت 20.

[8] - همچنین مراجعه شود به البیان فی تفسیر القرآن، آیت الله خویی، ص43.

[9] - الاتقان فی علوم القرآن، مجلد2، ص311.


 
comment نظرات ()
 
تولد وبلاگ
نویسنده : صالح مؤذن - ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٩
 

تولد این وبلاگ با امتحانات نویسنده مقارن شده متآسفانه

 


 
comment نظرات ()